تبليغاتX
مارمولک85

مارمولک85

 

داستان بودا.

روزی مردی از شهری دور به نزد بودا آمد تا او را امتحان کند.او در

حضور دیگران به مسخره کردن بودا پرداخت،هر کاری که می توانست

انجام داد تا بودا را عصبانی کند،اما بودا هیچ حرکتی نکرد.فقط رو به مرد

کرد و گفت:میتوانم از تو سوالی بکنم؟ مرد گفت:بله.بودا گفت:اگر کسی

هدیه ای به تو بدهد و تو آن هدیه را نپذیری،این دیه متعلق به چه کسی است؟

مرد گفت:معلوم است،متعلق به کسی است که آن هدیه را بخشیده است.بودا

خندید و گفت:پس اگر من از پذیرفتن سخنان نادرست شما اجتناب کنم،همه ی

این حرفها مال خودتان خواهد بود.

 

بهترین کار.

 

شخصی از شاو پرسید؛برای ایجاد کار در دنیا بهترین راه چیست؟

شاو پاسخ داد:

بهترین راه این است که زنان و مردان دنیا را از هم جدا کنند وهر دسته

را در جزیره ای جای دهند آن وقت خواهید دید که با چه سرعتی هر دسته

شروع به کار می کنند.

آن شخص پرسید:چه کار؟

شاو گفت:

کشتیها خواهند ساخت که به وسیله ی آن هر چه زودتر به یکدیگر برسند.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام شهریور 1385ساعت 23:28  توسط مارمولک  | 

 

داستان بودا.

روزی مردی از شهری دور به نزد بودا آمد تا او را امتحان کند.او در

حضور دیگران به مسخره کردن بودا پرداخت،هر کاری که می توانست

انجام داد تا بودا را عصبانی کند،اما بودا هیچ حرکتی نکرد.فقط رو به مرد

کرد و گفت:میتوانم از تو سوالی بکنم؟ مرد گفت:بله.بودا گفت:اگر کسی

هدیه ای به تو بدهد و تو آن هدیه را نپذیری،این دیه متعلق به چه کسی است؟

مرد گفت:معلوم است،متعلق به کسی است که آن هدیه را بخشیده است.بودا

خندید و گفت:پس اگر من از پذیرفتن سخنان نادرست شما اجتناب کنم،همه ی

این حرفها مال خودتان خواهد بود.

 

بهترین کار.

 

شخصی از شاو پرسید؛برای ایجاد کار در دنیا بهترین راه چیست؟

شاو پاسخ داد:

بهترین راه این است که زنان و مردان دنیا را از هم جدا کنند وهر دسته

را در جزیره ای جای دهند آن وقت خواهید دید که با چه سرعتی هر دسته

شروع به کار می کنند.

آن شخص پرسید:چه کار؟

شاو گفت:

کشتیها خواهند ساخت که به وسیله ی آن هر چه زودتر به یکدیگر برسند.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام شهریور 1385ساعت 23:17  توسط مارمولک  | 

سلام

حالتون خوبه؟

ببخشید که دیر آپ کردم راستش حال و حوصله ی هیچ کاری رو نداشتم.

با نظرتون دل یه مارمولک رو شاد میکنید

فعلاً

مارمولک  مارمولک   مارمولک   مارمولک   مارمولک   مارمولک   مارمولک   مارمولک   مارمولک   مارمولک   مارمولک   مارمولک   مارمولک   مارمولک   مارمولک   مارمولک   مارمولک 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت 4:15  توسط مارمولک  | 

مرد یا نامرد؟!

نمی دونم کی اسم بعضی از این موجودات رو گذاشته مرد!بعضی از این موجودات که به قول

خودشون اسمشون مرده یه کارایی می کنن که روی هرچی نامرد رو سیاه کردن.یه سالی میشه

که مردای محله مون کارایی میکنن که ادم از تعجب شاخ در میاره.این آقایون نسبتاً محترم بدون

اینکه زن و بچه شون خبر داشته باشن یه زن دیگه می گیرن و بعدش که لو رفتن و همه فهمیدن

که چه کاری کردن این آقایون دست زنشون رو می گیرن و اونو با کمال پررویی میارن خونه وبه

زن اولیشون میگن که من اینجوری زندگی میکنم دوس داری تو هم بمون و این وضع رو ادامه

بده دوس هم نداری میتونی برگردی خونه ی بابات!میگن مَرده وقولش؛آخه چرا دروغ میگید شما مگه

اولین روز به زنتون قول نمی دی که تا ابد پیشش هستی.یه پیشنهاد واسه خانوما دارم شما هم در این

 مواقع برید با یه مرد دیگه ازدواج بکنید و دستشو بگیرید و اونو بیارید خونه و به همسرتون بگید

این شوهر منه اگه می تونی اینجوری زندگیتو ادامه بده اگرم نتونستی تورو به خیر ما روبه سلامت.

می دونید اکثر مردایی که اینجوری زن میگیرن چه جور مردایی هستن؟!مردایی هستن که یه دفعه

پول دار می شن.الان یه سوال واسه من پیش اومده اینکه چه رابطه ای بین زن و پول هست؟!

دوست دارم آقایون توی قسمت نظرات این سوال منو جواب بدن.

راست میگن که مردا اگه پولدار بشن یا یه زن دیگه میگیرن یا معتاد میشن.

 

                                    نظر شما چیه؟

مارمولک  مارمولک   مارمولک   مارمولک   مارمولک   مارمولک   مارمولک   مارمولک   مارمولک   مارمولک   مارمولک   مارمولک   مارمولک   مارمولک

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت 4:10  توسط مارمولک  | 

وای خدا جون؟!!!!!!!!!!!!

یه حاج آقایی توی کوچمون که شیش تا پسر داره.چند روز پیش توی حیاط نشسته بودم

وداشتم با گلای باغچه ور میرفتم که یه دفعه یه صداهایی از توی کوچه شنیدم از جام بلند

شدم و رفتم تو کوچه چشتون روز بد نبینه شش تا پسر حاج آقا افتاده بودن به جون همدیگه.

پنج تا از برادرا ریخته بودن روی برادر کوچکه و میخواستن که چاقو رو ازش بگیرن ولی نتونستن!

بعدش برادر کوچکه بلند شد چاقو رو کرد توی پشت یکی از برادراش و یکی دیگه از برادرا هم رفت

و یه چوب بزرگ با خودش آورد خواست بزنه تو سره برادر کوچیکه که چند نفر از همسایه ها جلوشو

گرفتن و نذاشتن این کار رو بکنه.خلاصه یک فحشایی به هم میدادن که هرکی توی کوچه بود از شنیدن

این حرفا فقط خجالت میکشید.انگار نه انگار که از یک پدر و مادر انگار نه انگار که اینا برادر همدیگه بودن!!!!!

اینا همه به کنار کم کم برادرا آرام شده بودن که یه دفعه برادر بزرگه رفت پیش مادرش و هر چقدر که

 تونست مادربیچاره شو زد زن بیچاره هم که تقریباً 70 سالشه نمیتونست هیچ کاری بکنه و فقط

زیر دست وپای پسر بزرگش کتک میخورد.وای خدا جون یعنی میشه یه پسر مادر خودشو اونم

توی کوچه جلوی اینهمه مردم بزنه.دلم میخواست برم مرده رو خفه کنم دلم میخواست برم

اینقدر بزنمش که نفسش در نیاد.بعد از اینکه مادرش خوب زد همسایه ها و برادرای دیگه مادر

بیچاره رو هر جوری بود نجات دادن.از اون روز تا حالا نه غذا خوردم نه خواب میگیره نه حوصله ی

هیچ کار دیگه ایی رو ندارم وقتی که اون لحظه ها یادم میاد فقط گریه میکنم

 با خودم میگم یعنی میشه یه آدم  با مادر خودش این کارا رو بکنه!؟شما نظرتون چیه؟؟؟

 

                                                                         تو هم نظر بده  

مارمولک  مارمولک   مارمولک   مارمولک   مارمولک   مارمولک   مارمولک   مارمولک   مارمولک   مارمولک   مارمولک   مارمولک   مارمولک   مارمولک   مارمولک   مارمولک   مارمولک

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت 3:45  توسط مارمولک  | 

بدون شرح!

گوینده اخبار:دولت ژاپن همه ی کتابهای درسی دانش آموزان رو در لب تاب قرار داده و

از این به بعد دانش آموزان ژاپنی به جای کیف و کتاب لب تاب با خودشون میبرن مدرسه.

فردای همان روز

گوینده اخبار:دولت ایران اعلام کرده که از آغاز سال تحصیلی جدید در مدارس به دانش آموزان

شیر و خرما میدهیم.

با نظرتون منو خوشحال میکنید.هرکی نظر بده عزیز دل منه

مارمولک  مارمولک   مارمولک   مارمولک   مارمولک   مارمولک   مارمولک   مارمولک   مارمولک   مارمولک   مارمولک   مارمولک   مارمولک   مارمولک   مارمولک   مارمولک   مارمولک 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت 2:12  توسط مارمولک  | 

 

جوک

1:رشتيه داشته بچه‏اش رو مينداخته هوا، يهو بچهه ميفته خونه همسايه، رشتيه ميگه: حق به حقدار رسيد!!

2:يه افغاني ميره تو بانك ميگه دستا بالا هر چي نون خشك داريد بريزيد بيرون..

3:ترکه ميخواد به دختره تيكه بندازه ميگه در قلب مني هرگز ...

4:دوتا ترک سر اين که کدومشون وسط بخوابه دعواشون مي شه.

5:يه روز به يه ترکه ميگن ديويد بکهام رو ميشناسي . ميگه آره باباسر کوچمون تعويض روغني داره!

6:به ترکه میگن بابا شدی میگه پس به زنم نگین میخوام سورپرایزش کنم..

7:ترکه میره مشهد حرم امام رضا رو میبینه میگه :امام رضا ."قربونت برم تو با این همه طلا چرا هشتم شدی.؟

8:ترکه میوفته تو جوب به خاطر اینکه ضایع نشه صدا قوطی حلبی در میاره .

9:لره تو دستشویی بوده که پسرش زنگ میزنه میگه کجایی میگه :چی کار داری.پسرش میگه مامان میگه شام

نداریم همون جا یه چیزی بخور بیا..

10:ترکه میره خونه میبینه زنش با چند نفر مشغوله میفهمه که جوکو اشتباه اومده میره رشتیه رو خبر میکنه .

11:بچه گربه از مامانش میپرسه :مامان بابای من کیه؟مامانش میگه نمیدونم عزیزم من سرم تو سطل

آشغال بود.

12:رشتیه به رفیقش میگه عجب پسر خوشگلی داری رشتیه میگه خوب بابا حالا یه کار واسه ما کردی

هی منت بذار.

13:ترکه یه بسته 1000تومنی میشماره 250تومن کم میاره

14:به رشتیه میگن چرا دو تا زن گرفتی میگه یه موقع دیدی مهمون اومد.

15:از ترکه میپرسن ساعت چنده بلد نبوده بگه یه کم اینور اونورو نگاه میکنه میگه بدو بدو دیرت شده.

16:به پدر حسین فهمیده میگن نظرت در مورد کاری که پسرت کرده چیه ؟میگه کون لقش بابا هنوز دارم

قسط تانک میدم.

17:رشتیه زنش پنج قلو میزاد میاد دره خونه پلاکارد میزنه که اهالیه محل دیگه شورشو در آوردید

18:یه روز یه ترکه با یه لره با یه قزوینیه با یه رشتیه با یه عربه با یه تهرونیه با یه اصفهانیه با من تصمیم گرفتیم

تو رو بزاریم سر کار که گذاشتیم.

19:یه روز ترکه تو خیابون به دختره میگه میخوای بوست کنم؟

دختره: اه نه

ترکه میگه:واسه خودت گفتم وگرنه من زن دارم.

20:بسبجیه رئیس فدراسیون شطرنج میشه شاه رو برمیداره به جاش ولی فقیه میذاره.

21:ترکه یه اسب رو با حسرت نگاه میکرد ازش میپرسن چته؟کاش تحصیلامتو ادامه داده بودم.

 

SMS

 1:اگه پرنده پرواز يادش بره، اگه شيرين فرهاد رو يادش بره، اگه ماهي دريا رو يادش بره، من پول اس‌ام‌اس‌هايي

 كه براي تو دادم رو هيچوقت يادم نميره

2:تركه ميره خياطي ميگه: با اين پارچه برام يه كت و شلوار بدوز، فردا نيام بگي سوزنم شكست، برق نبود، چرخم خراب

شد، اصلا پدرسگ نميخواد بدوزي، پارچه رو بده

3:به خاطر اسلامي شدن اسامي شهرها، «سوسنگرد» به «فاطي قلمبه» تغيير نام داده است 

4:اسمت را روي كاه نوشتم خراب شد اسمت را روي شمع نوشتم آب شد اسمت

 را روي قلبم نوشتم شكست........ بروبابا توهم با اين اسمت

5:خيلي بي فرهنگ و بي شعوري................................................... در جامعه امروز بيداد مي کنه

6:روباه ميره زير درخت به کلاغه ميگه به به چه سري چه دمي ...کلاغه ميگه زر نزن من خودم دوم دبستانم

7:تبلیغ ترکی:

خمیر دندونه پونه چشم رو نمی سوزونه

8:اگه بگم اشگتم

، اگه بگم ديونتم

، اگه بگم برات مي ميرم ،

 اگه بگم نمي تونم فرامشت کنم ،
 اگه بگم دوست دارم ،

 اگه بگم از جلو چشمام يه ثانيه اونور نميري ،

 اگه بگم همه زندگيمي ،

 اگه بگم نفسم به نفست بستست .............

.

.

برام پفک ميخري؟

9:ميدوني فايده اين شلوار کوتاه که دخترا تنشون ميکنن چيه اين اقايون يه ذره سر به زير ميشن

 10:شرکت نوکيا براي رفاه حال اس ام اس نويسان محترم ايراني يک گوشي جديد طراحي کرده که

 با فشردن تنها يک دکمه مي نويسه "يه روز يه ترکه...

11:به ویکتوریا میگن چرا زن بکهام شدی  میگه از بس این عادل گفت چه مییییییییکنه!!!!!!!

12: تركه ميره خواستگاري، دختره سبيل داشته، بهش ميگه: چرا سبيل داري؟ دختره ميزنه زير گريه،

تركه ميخواد دلداري بده ميگه: مرد كه گريه نمي‌كنه!!!

13:يه روز در رشت زلزله مي ايد رشتي مي ايد بيرون و فرياد مي كشه كه زنم زير اوار له شد بعد مردم

مي گنه كه برودرش بيار ميگه كه نمي دونم كه كدوم خونه است

 14:اگر مي خواهيد زندگي جديدي داشته باشيد و کاملا عوض شويد با ما تماس بگيريد(سازمان بازيافت زباله)

15:بی تو مهتاب باز شبی از ان کوچه گذشتم

 فکر نکن فکر تو بودم کار نداشتم ول میگشتم

16::آخه خر،بز،گاو،میمون،الاغ،بوزینه،گورخر،گوریل،شتر......................این همه حیوان، چرا شیر سلطان جنگل شد؟

17:جشنواره فیلمهای تخیلی در رشت:

زن وفادار

مرد غیرتی

پسر حلالزاده

و جایزه سیمرغ بلورین به پسری که یک پدر داشت!

18:میدونی چرا دنیا ذیگه مثل تو نداره؟چون نسل دایناسورها منقرض شده.

19:سلام بابات چطوره؟

شنیدم عمرشو داده به تو

از طرف من ازش تشکر کن.

 

 

اينم اس ام اس مخصوص نصفه شب 

1:سلام.اصلا نمي خواستم بيدارت کنم ولي مجبورم.من ميخوام برم wcولي تاريکه ميترسم تو رو خدا تو هم بيا.

2:ببين يكي مي خواست الان بهت اس ام اس بزنه بيدارت كنه من نذاشتم بيدارت كنه - كار خوبي كردم ؟

3:ميگن هاچ زنبور عسل از خونه فرار کرده . مامانش گفت بهت بگم اگه هاچ اومد در خونتون راش نده

4: تف به مرامت عوضي............ برنامه امشب سينماهاي تهران و شهرستانها... 

5:دوستان عزیز سلام

هر کی میتونه کمک کنه

یه ۲ . ۳ میلیونی کم دارم

اگه داری دریق نکن برایه کار خیر می خوام؟؟

می خوام بدم یه خونه اجاره کنم برایه نسرین داری بدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

6:ببخشيد مي دونم الان بد موقع هستش که مزاحمت شدم فقط خواستم بپرسم ايران

که نفت صادر مي کنه . بشکه ها شو پس مي گيره يا نه؟

7:سلام خوبی ببخشید ولی 1 سوال جنسی دارم که از کسی نمی تونم بپرسم فقط تو می تونی

کمکم کنی میخوام بدونم جنس شلوارت چیه؟

                نظر فراموش نشه.هرکی نظر بده خیلی گله

مارمولک  مارمولک   مارمولک   مارمولک   مارمولک   مارمولک   مارمولک   مارمولک   مارمولک   مارمولک   مارمولک   مارمولک   مارمولک   مارمولک

                                                   

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت 2:3  توسط مارمولک  | 

20                اشعاربرگزيده ي نيچه

 

1:هر چه را داشتم بخشيدم.دارائيم را هم دادم.آسايشم را هم دادم.ديگر به غير ازتو،                       

اي اميد،براي من هيچ نمانده است.

2:برايم بقاياي ستارگان ويران شده نيز باقي ماند،و من از اين ويرانه ها دنيايي تازه ساختم.

3:اوه!ياد خوشبختي كه در آن بالاها داشتم بخير.آنچه كه امروز مايه خوشبختي من است،

سايه هاي خود را به روي روشنائي آن خوشبختي پيشين افكنده است.

4:اگر بت ها را واژگون كرده باشي،كاري نكرده اي.وقتي واقعا شهامت خواهي داشت كه

خوي بت پرستي را در درون خويش از ميان برده باشي.

5:چطور شده؟آيا سطح دريا فرود آمده؟ نه!خشكي زيادتر شده،زيرا حرارتي تازه در خود يافته است!

6:حتي گرگي به نفع من شهادت داد.گفت:‌«تو بهتر از خود ما گرگ ها زوزه مي كشي!»

7:آدمي،آنچه راكه ندارد ولي بدان احتياج دارد،بايد به هر قيمت هست به چنگ آورد. بدين جهت

است كه من وجداني براي خويش تهيه كرده ام.

8:تو كه خواهان معماها هستي،حدس بزن كه اكنون پاكدامني من در كجاست؟ پيش از اين،

پيشاپيش من مي دويد،زيرا از حيله گري من كه دام و قلاب مي افكنم ترس داشت...

9:‌‌هيچ وقت دست به دست غولي مدهيد،،زيرا ترحم او بسيار سخت است،هم آغوشي

عاشقانه اش نيز بدن را خُرد مي كند.

10:آيا قوي هستي مثل خر...

آيا مغرور هستي؟آنقدر مغرور هستي كه از بي حاصلي خود خجالت نكشي؟

11:خودش را سوزاند و خاكستر كرد.نه در آتش ايمان خود،بلكه از آن روكه شهامت

ايمان نداشتن در خويش نيافت.

12:فقط دو راه براي رهائي از هر رنجي هست،هر كدام را مي خواهي انتخاب كن:

مرگ سريع،يا عشق طولاني.

13:آدم هاي كوچك،چه آدم هاي نازنيني هستند.رفتاري صميمانه دارند و خون گرمند.

فقط درهاي خانه هايشان كوتاه است،زيرا جز كوچك ها به خانه ايشان رفت و آمد نمي كنند.

14:مي خواهي خار بچيني؟هشدار كه انگشتانت غرق خون نشوند.

چرا خنجري به دست نمي گيري؟

15:عرب باديه نشين مي گويد:«حتي دود نيز به دردي مي خورد»و من در تكرار اين

سخن مي گويم:آري!مگر تو،اي دود،به رهگذر خبر نمي دهي كه خيمه ميهمان نوازي

در آن نزديكي هاست؟

16:«دشمن را دوست بدار بگذار راهزن به فراغ بال لختت كند».

17:به خر چنگ مي مانند،و من به خرچنگ هيچ علاقه اي ندارم:اگر او را به

دست بگيري،گاز مي گيرد،و اگر به زمينش اندازي،عقب مي رود!

18:در رگ هاي روحشان شير جريان دارد.ام از آن بدتر،فكرشان فكر شيري است!

19:كجا مي رفت؟معلوم نيست.اما يقين است كه در اين راه گم شد.ستاره اي بود كه

 در فضاي خالي خاموش شد.و حالا ديگر در اين فضا،هيچ چيز نيست...

20:آيا شكستني هستي؟در اين صورت از دست هاي بچه ها پرهيز كن،زيرا بچه اگر

چيزي نشكند،دلخوشي ندارد.

                                    نظر بده

مارمولک  مارمولک   مارمولک   مارمولک   مارمولک   مارمولک   مارمولک   مارمولک   مارمولک   مارمولک   مارمولک   مارمولک   مارمولک   مارمولک

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت 1:51  توسط مارمولک  | 

میخوام آخر سریال نرگس رو براتون بگم

 

نرگس با یه چادر میاد جلوی دوربین و میگه انرژی هسته ای حق مسلم ماست

 

بهروز از ایتالیا برمیگرده و به این نتیجه میرسه که انرژی هسته ای حق مسلم ماست

 

نسرین از بهروز جدا میشه وتازه می فهمه که انرژی هسته ای حق مسلم ماست

 

احسان هم به لطف انرژی هسته ای حق مسلم ماست از زندان میاد بیرون

 

شوکت ورشکست میشه و به این نتیجه میرسه که انرژی هسته ای حق مسلم ماست

 

مزخرف ترین سریالیه که توی تمام عمرم دیدم ولی اینو یادتون بمونه که انرژی هسته ای

 

حق مسلم ماست.

 

                                 نظر تو چیه؟

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 3:8  توسط مارمولک  | 

تختخواب خواب دو نفره ممنوع شد!!!!!!!!

عالم و آدم دارن پيشرفت ميكنن اين رئيس جمهور ما هم دستور داده كه ماهواره ها

 رو جمع آوري بكنن.تا حالا رئيس جمهور به اين با حالي ديده بودين    كه بياد واسه

 دخترا مانتو سفارش بده!      آخه يكي نيس بگه آقاي محترم شما چكار به مانتوي دخترا

 داري؟!     برو يه فكري به حال اونايي رو بكن كه نون ندارن شكمشون رو سير كنن ؛

خونه ندارن توش زندگي كنن،يكي نيس بهش بگه كه برو جلوي دوستاتو بگير كه هر

 روز يه عده دختر بيچاره رو مي فرستن واسه اميراي دوبي،يكي نيس بهش بگه برو

 خونه هاي عفاف رو كه به لطف شما و دوستانتون ساخته شدن جمع كن،يكي نيس بهش

 بگه كه شما و دوستانتان تا كي ميخواين با دزدي از مردم و با پول مردم زندگي بكنيد و

 خوش بگذرونيد و خيلي چيزاي ديگه. همه ي مردم دنيا دارن با ماهواره و خيلي چيزاي

 ديگه با هم ارتباط برقرار ميكنن ولي رئيس جمهور ما اين ارتباط رو حرام ميدونن   

همه دارن كشورشون پيشرفته ميكنن اين رئيس جمهور ما هم مياد واسه دخترا لباس ميدوزه

    (بابا ايول   )كاش همون خاتمي كه تو اون 8 سالي كه رئيس جمهور بودن يه جهانگردي

 كامل انجام داد الانم رئيس جمهور بود لااقل اون به مردم كاري نداشت و سرش به مسافرتاش

 گرم بود!    اگه احمدي نژاد همين جوري پيش بره تا چند وقته ديگه اين خبر به گوشتون

 ميخوره كه احمدي نژاد تخت خواب دو نفره رو هم ممنوع كرده وطرح هم واسه جمع آوري

 تخت خوابهاي دو نفره در مجلس تصويب ميشه!بعدش ميرن خونه هاي مردم و هر كي

 تخت خواب دو نفره داشته باشه جمش ميكنن  و يه پول هم به عنوان جريمه از هر كي كه

 تخت خواب دو نفره داره ميگرن و اونو نوش جونشون ميكنن       ميگم اين رئيس جمهورما

 چقد زرنگه ميدوني اينجوري چقد پول گيرش مياد و ميتونه خرج زن و بچش كنه(چه ميكنه

اين رئيس جمهور ما          )با اين حسابي كه من كردم و اگرم رئيس جمهور هم دقيقاً پيش

 برن تا چند ماه ديگه اين خبر به گوش شما ميرسه كه ازدواج دختر و پسر هم ممنوع شده و

 هر كسي ازدواج بكنه اولش بايد يه جريمه ي خوب به رئيس جمهور بده تاايشون نوش جان كنن

 و بعدش بايد يه چند سالي برن زندان. خلاصه از اين به بعد اگه خواستين لباسي،چيزي بدوزين

 حتماً اونو ببريد پيش رئيس جمهور چون هم زود آماده ميشه هم مامانتون و بزرگاي فاميل ميتونن

 ازش استفاده كنن و از همه مهمتر رئيس جمهور هم سرش گرم ميشه و حتما هم خوشحال ميشن

 كه كار و كاسبيشون اينقد گرفته (چي بهتر از اين كه دل يه هموطن رو شاد كنيم     )

                    دوس دارم شما هم نظراتون بگيد 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 2:31  توسط مارمولک  | 

امروز ميخوام يكي از ترانه هاي بنيامين رو براتون بنويسم (طنز    )

 

ساعت،ديوار،چشمات،قلبم                    چرا نمييا داره تموم ميشه

آلبوم،گريه،نامه،عاشق                         بدو داره حراج ميشه

زود باش بيا                                      تموم ميشه حراجيا(2 بار)

ساعت،ديوار،چشمات،قلبم                    آلبوم،گريه،نامه،عاشق

 

                           حراجش كردم عزيزم زود باش

 آينه،گلدون،شونه،خونه                       همش حراجه بدو بيا                            

  زود باش بيا،                                   تمومه حراجيا

ساعت،ديوار،چشمات،قلبم                    آلبوم،گريه،نامه،عاشق

آينه،گلدون،شونه،خونه                        عزيزم داره تموم ميشه

نيمكت،گيتار،پاييز،مهتاب                        كار دارم زود بياين ميخوام برم

                        زود باش عزيزم تموم كردم همه چيزم

ساعت،ديوار،چشمات،قلبم                    آلبوم،گريه،نامه،عاشق                        

آينه،گلدون،شونه،خونه                        نيمكت،گيتار،پاييز،مهتاب                       

                  مي مونم اگه نياي ميرم

                      

ساعت،ديوار،چشمات،قلبم                   آلبوم،گريه،نامه،عاشق                         

آينه،گلدون،شونه،خونه                       نيمكت،گيتار،پاييز،مهتاب                       

                               همش حراجه

ساعت،ديوار،چشمات،قلبم                 اگه دستت بهشون برسه همشونو بردي

 

                           ضرر ميكني اگه نيا ي         

ساعت،ديوار،چشمات،قلبم                همه رو بردن زود بياين

 

ساعت،ديوار،چشمات،قلبم                اگه دستت بهشون برسه همشونو بردي

ضرر ميكني اگه نياي                     نيمكت،گيتار،پاييز،مهتاب                       

                    همشو ارزون ميدم

                                                                        شاعر:صاب وانت.

 

                                                               

                لوس نشو ديگه نظر بده

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 2:4  توسط مارمولک  | 

جوك

1:دو تا مورچه تو راه به هم ديگه ميرسن اولي به دوميه ميگه برنجت چيه؟

دوميه ميگه:حمييييييييييييييييييييييييييييد.

2:ميدوني ماتاراتزي چي به زيدان گفته بود؟!گفته بود اين علي دايي كه ميگن تو هستي!!!

3:پليس آلمان علي دايي رو به جرم ولگردي در زمين بازي توي دو تا بازي دستگير كرد.

4:ميدوني فرق تو و گاو چيه؟!.................نارحت نشو هيچ فرقي با هم ندارين.

5:باباي تركه آتيش ميگيره تركه جو ميگيردش از روش ميپره.

6: اصفهانيه اكس ميخوره تاكسي دربست ميگيره.

7:لره با خوشحالي به دوستش ميگه بالا خره اين پاذل رو بعد از دو سال حل كردم دوستش

 ميگه دو سال زياد نيست؟ميگه نه بابا رو جعبش نوشته 7_10 سال.

8: رشتيه از سربازي برميگرده باباش ميگه برات زن گرفتيم ....اينم بچه ات

9: يه بار تو آبادان مسابقه تقليد صداي داريوش برگزار ميشه، داريوش مياد چهارم ميشه!
10: آويني تو جنگ كشته‌ميشه، به تركه ميگن برو يه جوري به خانوادش

 خبربده. تركه ميره دم خونشون زنگ ميزنه، زن يارو ميگه: كيه؟ تركه ميگه: ببخشيد،‌ منزل شهيد آويني؟!

11: تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، ميگه: عزيزم من لهجه دارم؟

دختره ميگه: آره. تركه ميگه: پس من قطع ميكنم دوباره ميگيرم!

12: يه مورچه دو تا دونه گندم بلند ميكنه ديسك كمر مي گيره!!!!!!!!

13: ازرائيل رفت جوونه قزوين اي رو بگيره بعد بهش ميگه خوب وصييتي نداري؟

 ميگه چرا دولا شو زير اون قالي گذاشتم.!!!!!!!

14: تركه زن اسرائيلي ميگره نميره رو دشك

15: دو ديوانه با هم گفتگو مي‌كردند. اولي: اگر گفتي فرق كلاغ چيه؟

دومي: خوب معلومه! اين بالش از اون بالش مساوي‌تره!

16: تركه ميپرسن شما كرد هستين؟ ميگه: نه چشماتون قشنگ ميبينه!

17: به مرغه ميگن چرا تخم نميذاري ؟

 ميگه : ايشششش مگه نميدوني هنوز تو عقدم

18: ترکه پسرش کور به دنيا مياد ، اسمش رو ميذاره حيدر مريم زاده.

19: دو تا تركه ميرن سوراخ لاية اوزن رو بدوزن، خودشون ميمونن اونور!!

20: به ترکه ميگن دو دو تا ميگه: ميشه بيشتر توضيح بديد.

21: تركه ميخوره به ديوار ميگه ببخشين.

22: تركه جلو  دختره ميخوره زمين , ميگه حركتو داشتي ؟!

 23:آيا ميدانيد ورود دانش آموزان به مدارس تيزهوشان ضامن موفقيتشان در كنكور سراسري است؟   

آيا دوست داريد فرزندتان درمدارس استعدادهاي درخشان تحصيل كند؟

آيا ميخواهيد قدرت حافظه ي فرزندان خود را چندين برابر كنيد؟

خوب بريد هر ماه پونصد هزارتومان شهريه بپردازيد حتماً بچه ي شما موفق ميشه.

24:اگر ميخواهيد زندگي زناشويي خود را نجات دهيد...

اگر ميخواهيد دوست داشتني و جذاب باشيد...

اگر ميخواهيد به قلب كسي كه ميخواهيد راه پيدا كنيد...

اگر ميخواهيد به ثروت فراواني دست يابيد...

اگر ميخواهيد قدرت حافظه ي خود را چندين برابر كنيد...

اگر ميخواهيد بر افسردگي خود غلبه كنيد...

اگر ميخواهيد از شر بيماريهاي صعب العلاج خلاص شويد...

اگر ميخواهيد با تسلط در هر جمعي بدرخشيد...

اگر ميخواهيد به خوبي سخنراني كنيد...

اگر ميخواهيد اعتماد به نفس خود را افزايش دهيد...

خوب بخواهيد ما كه بخيل نيستيم.

25:رشتيه ميره خونه ميبينه زنش لخته ميگه :ميبنم كه دوباره لباس كار پوشيدي!!!

26:یه مگسه قرص اکس میخوره میره کارخانه ی حشره کشی عربده می کشه!!!

 

                                نظر بده

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 1:56  توسط مارمولک  | 

خدا كيه؟!

يه پسر دايي دارم كه خيلي گله    (قربونش بريم    )اينقد ماهه كه نگو.

يه ماه پيش يه شب اومد خونمون منم چون خيلي دوسش دارم گفتم بهش

كه بيا با هم بازي بكنيم(نكته:پسر داييم 4 سالشه    )اونم از خدا خواسته

قبول كرد خلاصه بازيمون رو شروع كرديم وسطاي بازي بود كه پسر

داييم هرچي بد و بيراه بود نثارم كرد      منم اومدم آرامش كنم بهش

گفتم اگه اين حرفا رو بزني خداازت خوشش نمياد  ديگه تو رو

دوس نداره تو رو ميندازه تو آتيش جهنم ديگه بهت لپ لپ نميده(پسر

داييم يك عشق لپ لپيه   )كم كم آروم شد ازم پرسيد خدا كيه؟!منم كه

ميمرم واسه حرف زدن شروع كردم به نطق كردن.ببين عزيزم خدا

كسيه كه ما رو آفريده ما رو دوس داره همه چي به ما داده دوباره

گفت جهنم كجاس؟!گفتم يه جايي كه خدا گفته هر كسي كاراي بد بكنه

ميبرمش اونجا و عذابش ميدم     .خلاصه اون سؤال ميپرسيد و منم

جوابشو ميدادم درست شده بود عين اين برنامه هاي تلويزيون كه يه

آخونده ميشينه و خواهر و برادراي بسيجي هم دورش ميشنن و سؤال

ميپرسن.از اون شب تا حالا هر روز پسر داييم مياد خونمون و راجب خدا

ازم سؤال ميكنه.من ديگه كم آوردم از شما عزيزان ميخوام كه يه كمكي

به من بكنيد     به خدا ثواب داره.اگه پيشنهادي دارين حتما بگيد كه يه

جوري از دس سؤالاش خلاص شم.

 

هم اكنون به ياري سبزتان نيازمنديم.

 

نتيجه:هيچ وقت از يه بچه نخواين كه با هاتون بازي كنه چون عواقب بد داره.

                                        نظر يادت نره

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 1:41  توسط مارمولک  | 

 به وبلاگ مارمولك خوش اومدي                                

 

 

 

سلام

مدتيه به سرم زده كه منم مثل شما يه وبلاگ درست كنم(داشته باشين چشم هم

چشمي به اين ميگن  ).خوب اميدوارم خوشتون بياد   (اگرم خوشت نمياد خوب نياد)

اول از همه خودمو يه كوچولو به شما بشناسونم.    اسم من مارمولكه

متولد:22/8/68 هستم.محل تولد: شهر پاوه(مال استان كرمانشاه  ).ساعت تولد:12

ظهر روز دوشنبه(مامانم ميگه اون موقع دكترا گفتن كه اگه 2ساعت ديرترميومديد

بيمارستان بچه تون ميمرد    حالا خوب شد مامانم 2 ساعت زودتر رفته بود   )

قدم:165وزنم:60.

از چه چيزايي خوشم مياد:از خودم؛از ماكاروني؛از آبگوشت؛از خوابيدن؛از چت؛

از موسيقي؛از تو   .هنرهاي من:گيتار زدن؛خوابيدن؛خيالبافي كردن   ؛خوردن؛

نصيحت كردن(عين همين پدربزرگا   )؛اذيت كردن ديگران و...

دوس پسر:نه به جون خودم ندارم   (باور كن    ). چه رشته ايي ميخونم:

تجربي.از چه آدمايي خوشم مياد:از آدماي با حال   (درست مث خودم    )

از كدوم خواننده خوشم مياد:علي شريفي؛عليرضا&حميدرضا؛منصور؛

فرشاد اميني(همشهريه خودمه    هر كي كرد باشه ميشناسدش   )

.خوب شد گفتم ميخوام يه كوچولو خودمو به شما بشناسونم اگه اينو

نميگفتم الان مختون تركيده بود    

                       نظر بدين

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 1:38  توسط مارمولک  | 

سلام

خوبی؟

+ نوشته شده در  جمعه دهم شهریور 1385ساعت 2:50  توسط مارمولک  |