تبليغاتX
مارمولک85 - دوست داشتن از نوع ایرانی اش

مارمولک85

دوست داشتن از نوع ایرانی اش

 

 

 

دو راننده همدیگر را شاید هم به قصد کشت می زنند؛ آن یکی

تلاش می کند زنجیر بکشد و دیگری هم...

هر دو فحش می دهند و یکی دو نفر تلاش می کنند آنها را از هم جدا کنند، باقی هم

ایستاده اند و نگاه می کنند و چیز هایی هم می گویند:

_ بزن تو چشمش.

_پلیس اومد، بی خیال.

_کله بزن، کله بزن.

_مشت سوم...

دعوا تمام شده است و همه رفته اند، اما دعواها و برخوردهای این طوری هنوز سر جا

مانده است. همه منتظریم تا این گونه به هم ابراز لطف و محبت کنیم.

دیگر از آن روبوسی ها خبری نیست.

راننده می خواهد عابر را زیر بگیرد و عابر به موتوری فحش می دهد. جوان ها به هم

تنه می زنند.

پسرها حرف پدرها را گوش نمی دهند و پدرها هم توجهی به دخترها ندارند.

دیگر رفاقتی وجود ندارد و اگر هم هست قیمت دارد و باید بدانی چقدر خرج می کند تا خرجش کنی.

انگار ایرانی بودن دارد فراموش می شود هر چند نسل ما فقط چیزهایی شنیده چیزهایی از مرام و

رفاقت و معرفت...

هر چه دیدهایم در فیلم ها بوده است و بس.

اما نسل ما چطور؟

چقدر توانسته ایم همدیگر را دوست داشته باشیم. آیا نسل بعد از ما

هم فقط صحبت از فیلم ها و شنیده هایشان خواهند کرد و یا...

+ نوشته شده در  جمعه دهم آذر 1385ساعت 17:58  توسط مارمولک  |