سال ها رفته است
شب
بی عشق و آرزو
به نیمه رسیده است
خواب چون احساس از من گریخته است
بر دفتر دلم
اشکی ز چشم غم
بر حنجر قلم
بغضی شکسته است
مرغان نغمه خوان، نجوای عاشقان
شعرم بهانه و
یارم ز پیش من
سال هاست
که رفته است.
+ نوشته شده در جمعه دهم آذر 1385ساعت 18:1  توسط مارمولک
|