تبليغاتX
مارمولک85 - گریه

مارمولک85

گریه

دلم می خواد گریه کنم. گریه کنم به خاطر همه ی اتفاقایی که دور و ورم می افته و من تو هیچ کدوم از اونا نمی تونم حتی یه بهونه ی کوچولو واسه زنده بودن و زندگی کردن پیدا کنم. دلم گرفته آز آدمایی که همشون تنهان و کسی به داد اون یکی نمی رسه. کشائی که به غصه خو کردن مث خودم.

دلم گرفته از خدایایی که یه کم امید تو دلامون نمی زاره فقط یه جرقه ی کوچولو شاید ما رو به خودمون بیاره.

کاش زندگی اینقدر سخت نبود، کاش نفس کشیدنمون انقد بوی تعفن نمی داد، کاش انقد چش تو چش همدیگه دروغ نمی گفتیم، کاش انقد الکی نمی خندیدیم و کاش اشکامونو پنون نمی کردیم.

از این ای کاشا زیاد هست ولی کاش یه فکری به حال خودمون بکنیم.
+ نوشته شده در  جمعه دهم آذر 1385ساعت 18:12  توسط مارمولک  |